هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
85
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
« آهن » از « حاجى ترخان » و « نفط » از « بادكوبه » « 1 » آورده بودند . [ درياى خزر ] اين درياچهاى است معروف به « درياى خزر » ، و اطراف آن خشكى است . « مازندران » و « گيلان » و « شيروان » و « دربند » و « بلادروس » و « خزر » و « قبچاق » و « دشت » و « خوارزم » و بيابان ما بين « استراباد » و « خوارزم » و « استراباد » ، بر اين دريا محيطاند ؛ و به فارسى قديم اين دريا را « درياى آبسكون » گويند ، و « آبسكون » « 2 » اسم « استرآباد » است . چون متصل به محيط نيست ، جزر و مد ندارد ، و در فصول كم و زياد مىشود ، و آبش شيرينتر از « درياى محيط » است . بعد از تفرّج دريا ، مراجعت به « بارفروش » نموديم . در اين راه زراعت « كتان » بسيار ديديم ، سبز و خرّم ، كه نسبتى به ساير سبز [ ه ] ها ندارد . مسافت « بارفروش » تا « دريا » سه فرسخ و نيم است .
--> ( 1 ) . باكوى امروزى ( پايتخت جمهورى آذربايجان ) . ( 2 ) . آبسكون ( Abeskun ) كه آن را abaskun هم مىگويند ، نام شهر و جزيرهاى بر ساحل طبرستان است كه فاصلهء آن تا گرگان 3 روز راه ( 24 فرسنگ ) بوده است . سلطان محمد خوارزمشاه بدين جزيره گريخت و هم در آنجا به سال 617 ه . ق . درگذشت . امروزه آن جزيره را آب فراگرفته است . درياى خزر را به مناسبت نام اين جزيره « درياى آبسكون » گويند . ( فرهنگ فارسى معين ، 5 / 3887 ) .